آقای هفت رنگ نفروخت؛
و بالاخره تماشاگران از فیلم های سطحی خسته شدند
اعتماد ـ آقای هفت رنگ در جدول فروش روزانه فیلمها در رده آخر قرار دارد. راستی چه کسی باور میکرد فیلمی به تهیهکنندگی آقای فرحبخش در قعر جدول فروش قرار بگیرد؟ فیلم های این تهیهکننده و این شرکت طی دو دهه همواره در صدر پرفروشهای سینما بودهاند.
محمد تاجیک: شاید حالا نوبت انقراض سینمای کمدی سطحی در ایران رسیده باشد. فروش بسیار پایین فیلم «آقای هفت رنگ» حداقل تاییدی بر این موضوع است که پس از اکران گسترده و رنگارنگ فیلمهای سطحی و تجاری در چند سال اخیر بالاخره تماشاگران این فیلمها از دیدن این گونه فیلمها خسته شده و با عدم استقبال خود شکست سختی را برای یکی از مهمترین خالقان این نوع از فیلمها رقم زدند؛ فروشی که برای فیلم «آقای هفت رنگ» در هفتههای اخیر بسیار فاجعه بوده است. این فیلم در جدول فروش روزانه فیلمها در رده آخر قرار دارد. راستی چه کسی باور میکرد فیلمی به تهیهکنندگی آقای فرحبخش در قعر جدول فروش قرار بگیرد؟ فیلم های این تهیهکننده و این شرکت طی دو دهه همواره در صدر پرفروشهای سینما بودهاند.
خب شاید فروش بالای فیلمی مثل دو خواهر که آن هم فیلمی شبیه و هم سطح «آقای هفت رنگ» است به نوعی نقض کننده مطالبی باشد که در سطرهای بالا گفته شد. ولی باید گفت فروش فیلم «دو خواهر» بیشتر مدیون این است که مدتها بود فیلمی از گلزار در سینماها اکران نشده بود و به نوعی عطش فراوانی در بین طرفداران گلزار برای تماشای فیلمی از او به وجود آمده بود وگرنه اگر فیلم بعدی گلزار در همین سطح و کیفیت اکران شود دیگر فروشی همچون فیلم دوخواهر نخواهد داشت.
چرا آقای هفت رنگ شکست خورد
اما چرا فیلم «آقای هفت رنگ» در گیشه شکست خورد؟ فیلمی که ستارههای پرطرفدار و مشهوری در آن بازی میکنند. رضا عطاران و نیکی کریمی برای کشاندن تماشاگران بسیاری به سینماها کافی هستند. خودتان را جای تماشاگران چنین فیلمهایی بگذارید. فکر کنید شما تماشاگری هستید که به نوعی از کمدی به خصوص از نوع سطحی و پیش پاافتاده آن علاقه دارید. یا حتی تماشاگری هستید که به سینمای متفاوت و اندیشمند هم علاقه دارید ولی به تماشای این فیلمها میروید برای اینکه مثلاً میخواهید دو ساعت فقط بخندید و به چیز دیگری فکر نکنید. اما مساله این است که همین فیلمهای سطحی مثل آقای هفت رنگ و چشمک، چارچنگولی، مادرزن سلام، کلاغ پر، زنها فرشتهاند و... بالاخره روزی شما را خسته خواهند کرد و به نظر میرسد آن روز حالا فرارسیده است. جالب است بدانید در این فیلمها انواع و اقسام تقلیدها و کپی برداریها از فیلمهای فارسی قبل و بعد از انقلاب میشود. کپی نما به نما از فیلمهای خارجی که جای خود دارد.
فیلمبرداری یا کپی برداری؟
چند وقت پیش یکی از روزنامههای تخصصی سینما ماجرای جالبی را از ساخت فیلمی توسط یکی از سازندگان فیلمفارسیهای امروزی منتشر کرده و نوشته بود تهیهکننده فیلم در حال ساخت فیلمی با کپی تمام عیار از فیلم دیگری بوده است. این کپی کاری محض تا اندازهیی بوده که تهیه کننده فوق سر فیلمبرداری چندین بار مجدداً به تماشای صحنههایی از فیلم اصلی مینشسته و سپس فیلمبرداری و در حقیقت کپیبرداری را ادامه میداده است. مثلاً فیلمی که کپی آشکار و ناقصی از یکی از فیلمفارسیهای قبل از انقلاب است (خود همان فیلم قبل از انقلاب فیلمی به شدت ضعیف و سطحی است) اگر در گیشه موفق شود برخی تهیه کنندگان از روی همان فیلمی که خود کپی فیلم دیگری است کپی کرده و با تقلید ناشیانه، اثری به شدت فاجعه خلق کرده و بیچاره تماشاگری که این فیلم ها را میبیند.
سینمای کمدی سطحی منقرض می شود؟
اما آیا سینمای کمدی سطحی منقرض میشود؟ تجربه تاریخ سینمای ایران در دهههای اخیر نشان داده جواب این سوال میتواند مثبت باشد. مردم بالاخره یک روزی از سینمای مبتذل خسته میشوند. در سینمای ایران در اوایل دهه 50 ما شاهد رونق گسترده تولید فیلم ایرانی و فیلمفارسی هستیم ولی حالا همه میدانند که بر اثر خسته شدن مردم از فیلمهای مبتذل، سینمای ایران در سال 56 چه سرنوشتی پیدا کرد. در سینمای پس از انقلاب نیز مردم نشان دادهاند با تکرار و ابتذال هیچ میانهیی ندارند. از سینمای اکشن اوایل دهه 70 گرفته یا سینمای جوان پسندانه و تین ایجری اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80. آنقدر این فیلمها برای تماشاگران تکراری شدند که دیگر نه خبری از اکشنهایی با حضور آقای هاشمپور است و نه فیلمهای دختر و پسری با حضور بازیگران جوان. پس میتوان امیدوار بود همان طور که دیگر کسی سراغی از فیلمهای اکشن و تینایجری نمیگیرد شاید در آیندهیی نزدیک دیگر کسی سراغی از فیلمهای کمدی که در آن جواد رضویان، شفیعیجم و احمد پورمخبر حضوری مشترک و دائمی دارند، نگیرد.
البته قطعاً تهیهکنندگان کمدیهای پیش پاافتاده همان طور که قبلاً نیز در زمینه تولید فیلمهای اکشن در دهه 70 و فیلمهای تینایجری در دهه 80 فعال بودند در صورت کم رونق شدن ژانر کمدی سطحی سراغ ژانر من درآوردی دیگری خواهند رفت و این داستان ادامه خواهد یافت.
کمدیهای متفاوت در برابر کمدیهای سطحی
اما اکران اخیر سینماهای تهران این موضوع را به نوعی ثابت کرد که اگر کمدیهای خوب و متفاوتی در سینماها اکران شود قطعاًً تماشاگر ابتدا این فیلمها را انتخاب خواهد کرد و به تماشای آن خواهد نشست. بی پولی حمید نعمت الله، کتاب قانون مازیار میری و نیش زنبور حمیدرضا صلاحمند از جمله این فیلمها هستند که اتفاقاً هر سه با فروش بسیار خوبی مواجه شدند. تماشاگری که حتی برای سرگرمی به سینما میآید و میخواهد فقط بخندد قطعاً بین یک فیلم کمدی خوب و یک کمدی بد،کمدی خوب را انتخاب خواهد کرد. ذکر این نکته ضروری است که در سالهای اخیر کارگردانهای مطرح و صاحب سبک سینما تلاش کردهاند فیلمهای کمدی خوبی را تولید کنند و میتوان این تلاش را نوعی راهکار مناسب برای جلوگیری از رشد سینمای کمدی سخیف قلمداد کرد. جدیدترین ساختههای بهروز افخمی و کمال تبریزی و... از مضمونی طنز برخوردارند و این امیدواری وجود دارد که علاوه بر فروش بسیار خوب مانع از جولان فیلمهای سطحی در سینماها شوند و به حکومت قدرتالله صلحمیرزایی و محمد بانکی و... پایان دهند.
حرکت به سوی خلق آثاری متفاوت
دوست منتقد عزیزی که در فضای اینترنت رابطه بسیار نزدیکی با علاقهمندان بی شمار و جدی سینما دارد تعریف میکرد که از طریق کامنتها و پیغامهایی که دریافت کرده متوجه شده فیلم نیش زنبور فیلم خوبی شده است. خب مثلاً همین فیلم نیش زنبور تقریباً فیلم متفاوتی در سینمای کمدی است و حداقل سطح آن از این کمدیهای رایج بالاتر است. اگر این فیلم فروش خوبی کند (که هم اکنون از فروش بسیار خوبی برخوردار شده) شاید مشوقی برای تهیهکننده آن باشد. اتفاقاً تهیهکننده این فیلم از تهیهکنندگان سینمای بدنه است و احتمالاً تشویق خواهد شد که فیلمهای متفاوت دیگری را تولید کند. اصلاً بیشترین انتقادی که به تهیهکنندگان آثار سرگرمکننده وارد بوده این است که در آثار خود هیچ گاه به دنبال خلق آثاری حتی اندکی متفاوت نبودهاند.
فیلمهای جدی را دریابیم
اما در این وضعیت باید نکتهیی را یادآوری کرد و آن این است که فیلمهای سینمای جدی و متفاوت ایران را باید دریافت. فیلمهای شب و هر شب تنهایی (رسول صدرعاملی)، خواب تلخ و آتشکار (محسن امیریوسفی)، زادبوم (داوودی)، سفر به هیدالو (مجتبی راعی)، شبانه (کیوان علی محمدی و امید بنکدار)، صد سال به این سالها (سامان مقدم)، عیار 14 (پرویز شهبازی)، هفت و پنج دقیقه (محمدمهدی عسگرپور) و... یا فیلمهای اکران نشده فیلمسازان مستعدی چون سامان سالور و علیرضا امینی و... دیگرانی که اگر توجه مناسب همراه با برنامهریزی درست و دقیقی برای اکران آنها شود قطعاً از استقبال خوبی برخوردار خواهند شد. این فیلمها یا فیلمهایی هستند که هنوز پروانه نمایش نگرفتهاند یا فرصت مناسبی برای نمایش آنها به وجود نیامده است.
آه صداها گریبان «آقای هفت رنگ» را گرفت
در زمان اکران صداها واقعاً ظلم بزرگی در حق این اثر متفاوت شد و برای اولین بار فیلمی در تک سانس به نمایش درآمد. دستاندرکاران فیلم صداها و دوستداران سینمای متفاوت و جدی چه در میان تماشاگران و چه در میان منتقدان به شکلی گسترده نسبت به این وضعیت انتقاد کردند. حتی شائبه این موضوع تقویت شد که سینماها فیلم صداها را در اختیار فیلم «آقای هفت رنگ» قرار دادهاند به طوری که خبرنگار یکی از خبرگزاریها سراغ «حسین فرحبخش» تهیهکننده فیلم «آقای هفت رنگ» رفته و پرسیده بود این شائبه وجود دارد که این فیلم، سینماهای متعلق به فیلم «صداها» را در اختیار گرفته است. البته فرحبخش نیز جواب داده این امر دروغ است و این سینماها از قبل با فیلم «آقای هفت رنگ» قرارداد داشتهاند و این قرارداد ثبت شده است. اما به نظر میرسد این شائبه تقریباً درست است و این طور نتیجه میتوان گرفت که آه صداها گریبان «آقای هفت رنگ» را گرفته است.
پیش بینی ها و نظرات درباره ابتذال
در این سالها بسیاری از کارگردانان خوب کشور به ابتذال سازی هشدار دادهاند. شاید جدیدترین و آخرین واکنش آنان نامه 46 سینماگر باشد یا نامه سازندگان فیلم صداها. راستی آن سخنرانی 10 سال پیش مجید مجیدی کارگردان مطرح سینما درباره ابتذال در سینما یادتان هست؟ مجید مجیدی هم در اینباره گفته بود؛ «من نگرانم؛ نگران روزی که بیاید یا نیاید یا صادقانهتر، نگران شبی که بر سینمای ما پرده افکند و در آن شب دیجور، اندیشمندان و روشنفکران، دیوژن وار شمع به دست گیرند و به دنبال نشانههای زیبا و دلانگیزی چون خانه دوست کجاست، باشند و هرچه بجویند کمتر یابند. من نگران روزی هستم که دیگر کسی یادی از غریبه کوچکی چون باشو نخواهد کرد و هیچ کس، هیچ نیازی به شعر بلند عاشقانه در خود نبیند و حماسههایی چون دیده بان در برج تنهایی خویش بمیرند.»
او یادآوری کرد؛ «یادمان بیاید فیلمفارسی چنان ذائقهها را به کجراهه کشانده بود که روایت صادقانهیی چون طبیعت بیجان در خلوت سینماها از یاد رفت. اما دریغ و صدافسوس، اگر آن روزگار، سینماگرانی که بر تعهد و روشنفکری پای میفشردند، تلخی غربت و تنهایی را با جان میپذیرفتند و به آن میبالیدند، اما امروز آثار برخوردهای ناصواب فرهنگی، روز به روز مرز میان سینماگران روشنفکر و سوداپیشگان فیلمفارسی را کمرنگتر میسازد.»
مجیدی در پایان سخنان خود جمله جالبی از آقای خاتمی که او را رئیس جمهور محبوب امروز خوانده، ذکر کرده بود. مجیدی گفته بود؛ کلام را با سخن وزیر ارشاد سابق و رئیس جمهور محبوب امروز سیدمحمد خاتمی مزین کنم که در کتاب بیم موج مینویسد؛ خصلت اصلی روشنفکر این است که در زمان خود به سر میبرد و علاوه بر آن اهل تعهد است و دغدغه خاطر او، تعهد نسبت به حقیقت و دغدغه خاطر نسبت به سرنوشت انسان است. روشنفکر کسی است که به عقل احترام میگذارد و حرمت آزادی را میشناسد. البته او اینچنین راه حل داده بود؛ «باید قدری فضای جامعه باز گذاشته شود تا در قالب آن خلاقیتها نیز ظهور کنند، چرا که در هر زمینهیی، هنگامی که جلوی خلاقیت گرفته شود، ابتذال رشد خواهد کرد.»
پرویز نوری نیز در این باره به ایسنا نوشته بود؛ «ولی آنچه در پرده سینماها ریخته کارهایی است بسیار پیش پا افتاده و نازل. من اسم این فیلمها را گذاشتهام «ابتذال رنگین» در نقطه مقابل ابتذالهای سیاه و سفید سینمای دوران قبل از انقلاب. نکته جالب اینکه این کارهای ظاهراً عامه پسند و تجاری، تماشاگری را هم جلب نکرده و فروشی هم نداشتهاند. پس ابتذال رنگین قاعدتاً نتوانسته و نمیتواند مثل ابتذال سیاه و سفید گذشته، محبوب تماشاگران باشد و چه خوب،»
نظرات کاربران (۰)
شما هم نظر دهيد
لطفاً مختصر و دربارهی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر میشوند.
چاپ
قلم 
